عروسی نغمه و هاشم در سریال «از سرنوشت»/ سفر تاریخی زوج بازیگر به دوران قاجار

عروسی نغمه و هاشم در سریال «از سرنوشت»/ سفر تاریخی زوج بازیگر به دوران قاجار

به گزارش خبرنگار حوزه هنرمندان گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان، رصد زندگی شخصی و فعالیت هنری هنرمندان و چهره‌های معروف هنری برای طرفداران و دنبال‌کنندگان این حوزه می‌تواند جذابیت‌های خاص خود را داشته باشد. با پیدایش شبکه‌های اجتماعی مختلف و دسترسی آسان به آن برای کاربران از طریق تلفن‌های همراه حالا این امکان فراهم شده است تا آن‌ها بتوانند از فعالیت‌های بازیگر محبوب خود مطلع شوند.


این روز‌ها چهره‌های هنرمند عرصه موسیقی، سینما و تلویزیون و … یک یا چند صفحه شخصی و عمومی در شبکه‌های اجتماعی مختلف دارند و از این طریق شبانه‌روز با کاربران و هواداران خود ارتباط مستمر و دو طرفه‌ای برقرار می‌کنند.




بیشتر بخوانید



در ادامه می‌توانید بخشی از فعالیت‌های هنرمندان سینما، تلویزیون و موسیقی در فضای مجازی را مشاهده کنید:

صابر ابر، هنرپیشه سینما و تئاتر با به اشتراک گذاشتن پستی در صفحه اینستاگراش از مردم خواست امید خود را در روزهای سخت از دست نداده و برای بهتر شدن زندگی به یکدیگر کمک کند.


"بچه که بودم خیلی وقت‌ها وسطِ هزار کار و جایی که اصلن جایش نبود و از آن لحظه حال خوبی نداشتم و دقیقن همان وقت‌هایی که اضطراب سراغم می آمد و قلبم به ضرب می‌زد، چشم‌هایم را می‌بستم و به یک چیز فکر می‌کردم که حالم را خوب کُنَد.
به صورتِ مامان که می‌خندد، به لبخند بابا که پُر از آرامش است، به یک آقای پیری که نمی‌دانستم کیست ولی احتمالن آن‌وقت ها خیال می‌کردم خداست ، به به یک مرغِ طلایی ( از یک کارتن یادم بود) ، به مامان گُلی( مادربزرگِ مادری) به خانم مُجیری ( معلم سوم دبستان) و به باران ...
یادم هست هر وقت به یکی از اینها یا خیلی‌ چیز‌های دیگر فکر می‌کردم بعد هم از آن فکر تاثیر می‌گرفتم و هیجان زده تا چشم باز می‌کردم با دستهایی که از گِرد کردنشان و فشار کنار پاهایم خالی از خون شده بودند ، یک جیغ کوتاه می‌زدم و اگر جای شلوغی بودم صورتم را شبیه به کسی که جیغ می‌زند می‌کردم و سَر خوش از اینکه دیگر همه چیز درست می شود باقی راه را می‌رفتم و به خدا قسم که دُرُست می‌شُد.
من از کودکی زیادی ایمان داشتم، به همه چیز!
در اوجِ نشدن‌ها و غم‌ها خودم را معالجه می‌کردم.
هنوز هم همین است.
دلم نمی‌خواهد بی اُمید بمیرم!
دلم نمی خواهد اینهمه بشنوم که «مُردند» و یک بار نشنوم که « دُرُست» می‌شود.
هر روز میانِ این همه اضطراب و تلخی بیدار می‌شویم و یک روز دیگر را میکُشیم و پرت می‌کنیم در تقویم بدون «یادی» حتی دریغ از یک «یاد».
فقط دارد تمام می‌شود.
باید همدیگر را نجات دهیم.
باید در میانِ این‌همه خبر که سَرِ مان ریخته ، یکهو وسطِ یک پیاده‌رو ایستاد و چشم‌ها را بَست و به یک «نجات» فکر کرد و ادامه داد.
شاید باید یک‌لحظه ایستاد و به کسی فکر کرد ، به کسی که به اُمیدِ شما آن روز از خواب بیدار شُده.
ما ایمانِ هم هستیم .
ما اُمیدِ هم هستیم.
به «باران» فکر کنیم و همین امروز را «خوشحال‌تر» زندگی کنیم ، این قانع شُدن نیست، قناعت است


پست جدید صابر ابر

شبنم مقدمی، بازیگر سینما و تلویزیون، تصویری متفاوت از خود و همسرش علیرضا آرا با لباس‎های قاجاری را در صفحه‎اش به اشتراک گذاشته و ماجرای این عکس را به سبک قدیم نوشت.


"بیگم آغا خبر برده بود برای آقاجانم که چه نشستی دخترت را آن خیر ندیده برداشته برده عکاسخانه ماشالله خان ، به تقلید ِ فرنگی جماعت داده سربرهنه از او فوتوغراف برداشته اند. دیگ ِ غیرت ِ آقاجانم جوشیده من را احضار کردند محضر مبارک شان. خدا به سرشاهد است هزار بار آرزو کردم کاش شما می بودید میرزا رضا جان ،شرح ِ ماوقع ْ می دادید بلکه آقاجانم آرام بگیرند.از من انکار که تصدق تان آقاجان مگر همچو چیزی می شود؟ از آقا جانم اوقات تلخی و شماتت که شده ای امربر ِ آن فُکُلی ِ فرنگی مآب ؟القصه آقاجانم با من قهر کردند و‌ من غصه ی عالم به دلم بود.تا دیروز که بعد ِ یک ماه و اندی ماشالله خان بالاخره عکس ِ مذکور را هفت لا پیچیده در کاغذ و کرباس ،فرستادند حجره ی آقاجانم.
غروب،اذان می گفتند که آقاجانم با مرسوله ی ماشالله خان وارد شدند به اندرونی. حالا من دل توی دلم نبود.قلبم مثل گنجشک می زد.
جواب ِ سلامم را که بلند بالا و به خوشرویی دادند و جواب سلام بیگم آغا را که ندادند، اوضاع دستم آمد.
چشمم که تر شد آقاجانم سَرَم را بوسیدند و عکس را توی بغلم گذاشتند.
چه عکسی شده میرزا رضا الحمدلله. می ارزید به این همه جگر خونی و تشویش. حالا از روزگار جوانی مان یک شمایلی هست که فردای پیری یادمان بیاورد پیش تر چه هیئت و هیبتی داشته ایم.
باقی عُمْرکُم طَویل و عَدوکُم ذلیل میرزا رضا جان.
دست به دعای شمایم تا انشاالله از فرنگستان برگردید.
از آقاجانم به دل نگیرید. ایشان به قِسم ِ مردان قدیم زن جماعت را حرم نشین و آفتاب مهتاب ندیده می خواهند. چه می دانند ما چه سوداها به سر داریم برای فرداها؟
میرزا رضا زود زود کاغذ بدهید. دل از حلق مان در می آید تا کاغذتان دیر می شود.
به انتظارم تا این فراق کی به سرآید.
باقی بقایتان.
.
عکس ، من و‌ علی رضا آرا هستیم در رخت قاجاری.چندسال پیش از این همین جور دلی در عکاسخانه ی مسعودیه انداختیمش. و آنچه نوشتم قصه ای بود برای این تصویر
"


عکس متفاوت زوج بازیگر

علیرضا آرا که در سریال «از سرنوشت» ایفای نقش کرده نیز تصویری از پشت صحنه عروسی "نغمه" و "هاشم" را در اینستاگرامش منتشر کرد.


"از سرنوشت...
پشت صحنه آفتابی زمستان ۹۸... نه کرونایی بود هنوز نه ماسکی و نه ترسی ...نمی دانستیم یکسال بعد حتی فرو بردن یک جرعه نفسِ بی‌دغدغه آرزو می‌شود.
"


عروسی هاشم و نغمه در سریال از سرنوشت


سارا روستاپور، مجری برنامه‎های کودک و نوجوان که معمولا او را با نام خاله سارا می‎شناسند، تصویری از پشت صحنه برنامه «مدرسه تلویزیونی ایران» را در اینستاگرامش به اشتراک گذاشت.


ضبط تیزر برنامه مدرسه تلوزیونی ایران همراه بامجریان خوب ، جوان و توانمند این برنامه که هرروز با انرژی فراوان‌ به عشق فرزندان ایران زمین می آیند تا آموزش تعطیل نشود"


پشت صحنه مدرسه تلویزیونی ایران

امین زندگانی، بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار تصویری از شهروز ابراهیمی، همبازی‌اش در سریال «خانه امن» برای او آرزوی موفقیت کرد.


"وقتی بایه دوست قدیمی و همکار دوست داشتنی،برای چندمین بار،در یک کار مشترک حضور پیدا میکنی،میفهمی بعضی رفاقتها چقدر با دوام و عمیق هستند.
شهروز ابراهیمی عزیز،دوست خوبم این شب‌ها بازی زیبای تورو در سریال خانه امن میبینم و لذت میبرم.
برای تو که بسیار مهربان و بزرگواری، بهترین اتفاقات رو آرزومندم
"


بازیگر سریال خانه امن

شهرام عبدلی، بازیگر سینما و تلویزیون، تصویری از خود و علیرضا جلالی تبار را در صفحه اینستاگرامش به اشتراک گذاشت.


"با علیرضا جلالی تبار عزیز
پس از مدت‌ها با این دوست درجه یک و آرتیست دیداری تازه شد
"


دیدار دو بازیگر پس از مدت ها


شقایق دهقان، هنرپیشه سینما، تئاتر و تلویزیون با به اشتراک گذاشتن تصویری قابل تأمل و دردناک از کادر درمان، از مردم خواست کرونا را جدی بگیرند چرا که برای کادر درمان توانی باقی نمانده است.


کادر درمان خسته است



انتهای پیام/